آیا اسلام مانع پیشرفت است ؟
آیا علت عقب ماندگی ما در تکنولوژی دین اسلام علت پیشرفت غرب دین گریزی است؟
سخنی که در این سوال مطرح شده است این است که علت عقب ماندگی ما از غرب , دینداری و اسلام است.
اروپا در قرون وسطی به شدت دچار عقاید خرافی بود. کلیسا در آن زمان عقاید خرافی را در میان مردم پخش می کرد و اجازه رشد علم ودانش را نمی داد. به همین دلیل بود که افرادی چون گالیله محاکمه می شدند چون کسی حق اظهار نظر درباره پدیده های جهان را نداشت. جالب این جاست که در همین زمان دانشمندان اروپایی تحت تاثیر فرهنگ اسلامی که تا اروپا پیش رفته بود, قرار داشتند (به عنوان نمونه شهر آندلس یا اسپانیای امروزی و شبه جزیره بالکان و ....). در این زمان دانشمندانی که تحت تاثیر فرهنگ اسلامی قرار گرفته بودند, خواهان تحول اروپا و تغییر نگرش نسبت به علم و دانش بودند زیرا اسلام انسان را به تفکر در جهان تشویق می کرد و تفکر درباره پدیده ها را نهی نکرده بود در حالی که کلیسا اجازه چنین کاری را نمی داد.
در حالی که اروپا در این دوران درگیر خرافه ها بود, مراکز علمی اسلامی در حال فراگیری دانش و ساخت ابزارهای دقیقی نظیر ساعت و لوازم جراحی بود. و ده ها دانش پژوه اروپایی در این مراکز مشغول تحصیل بودند. (دوستانی که می خواهند بیشتر مطالعه کنند به کتاب های «تمدن اسلام و غرب» نوشته گوستاولوبون فرانسوی و «تاریخ تمدن» ویل دورانت مراجعه کنند.)
این شرح مختصری از آن دوران بود. بعد چه شد؟ اروپا تحول پیدا کرد. به عقاید خرافی پشت پا زد و پیشرفت کرد.
موضوعی که در این جا مطرح می شود این است که علت پیشرفت اروپا دین گریزی است. ولی این طور نیست. یعنی علت عقب ماندگی ما اسلام نیست و علت پیشرفت غرب دین گریزی. چرا؟
1. چیزی که اروپا گرفتار آن بود, دین الهی نبود. بلکه یک دین تحریف شده بود. دینی تحریف شده از تمام ابعاد, چه اجتماعی چه فردی چه اعتقادی که معروف ترین این تحریف تثلیث (سه خدایی) است. بنابر این نمی توان از این واقعه نتیجه گرفت که دین مانع پیشرفت است زیرا دینی که اروپا داشت, دین الهی نبود که ما از این واقعه بخواهیم درباره دین نتیجه بگیریم.
2. اگر علت عقب ماندگی ما اسلام باشد, در آن زمان نیز نباید مسلمانان پیشرفت می کردند. چون جهانی که ما در آن زندگی می کنیم دارای قوانینی است که یکی از آن قوانین, قانون علت و معلول است. یعنی یک پدیده دارای علتی است. وقتی آن علت ایجاد شود یا به وقوع بپیوندد , معلول ایجاد می شود. و تمام معلول ها دارای علت هستند. اگر علت اسلام بود, در آن زمان نیز نباید مسلمانان پیشرفت می کردند. پس علت عقب ماندگی ما چیزی دیگر است.
3. علت پیشرفت غرب دین گریزی نیست. زیرا اگر دین گریزی تنها علت یا یکی از علت های پیشرفت باشد, مسلمانان در آن زمان نیز نباید پیشرفت می کردند. زیرا آن ها مسلمان بودند و معلول که پیشرفت است, در صورتی ایجاد می شود که تمام یا تنها علت آن تحقق پیدا کند که این تناقض است. پس پیشرفت باید دلیل دیگر داشته باشد و دین گریزی نمی تواند تنها علت یا حتی یکی از علت های پیشرفت باشد.
4. بنابراین دین گریزی برای پیشرفت لازم نیست. اسلام نیز مانع پیشرفت نیست. حال با پیشرفت ارتباط دارد یا نه, بعدا باید به آن پرداخت.
مواردی که می توانند علت پیشرفت یا مانع پیشرفت باشند, عبارتند از:
1. دانشمندانی که حتی در غرب قافله علم را جلو می برند, انسان هایی هستند که اهل فساد نیستند. غرب پیشرفت خود را مدیون این چنین دانشمندانی است. درست است که برخی موارد برای ما فساد تلقی می شود ولی برای آن ها فساد نیست, مثلا در مورد روابط زن و مرد, ولی آن ها خود به نوبه ای به غلط بودن این کار و این که این اختلاط و بی بند و باری موجب تباهی و افول غرب می شود, صحه گذاشته اند. هشدار هایی که دانشمندان غربی داده اند نیز به همین دلیل است. مثلا اشپینگر در کتاب افول غرب این فروپاشی را برای غرب پیش بینی کرده است.
2. یکی از عوامل عقب ماندگی ما سستی و تنبلی و نبود نظم در کار ها است. گوبینو دیپلمات مشهور فرانسوی در کتاب "سه سال در ایران" خود درباره خلقیات ایرانیان می نویسد:" فکر و ذهن هر ایرانی فقط متوجه این است که کاری که وظیفه او است انجام ندهد." یه همین دلیل است که ما پیشرفت نمی کنیم: حالت تنبلی, سستی, از زیر کار در رفتن, انجام ندادن درست وظایف, نیرنگ و دغلبازی, مصرف گرایی و عدم اعتماد به نفس و استقبال از کالا های خارجی و خود باختگی (که البته این دو مورد آخر تقصیر تولید کنندگان است که پول زیاد می گیرند ولی کیفیت افتضاح –توهین به مصرف کننده-). و از همه این ها بدتر بی نظمی. پس بهتر است –اول به خودم می گویم بعد به شما-علت های اصلی را برطرف کنیم و با آوردن بهانه و دلیل های بیهوده خدومان را گول نزنیم.
عیب ما این است که در حق خود سست هستیم و آن ها در باطل خود محکم. آن های سعی و تلاش می کنند, همت می کنند و پیشرفت می کنند.
3. مطلب دیگری که بیشتر متوجه مسئولان است این است که وقتی می خواهیم کاری برای صنعت بکنیم, مشکلات داریم (عدم دادن امکانات و عدم پشتیبانی های لازم و... ). این را دانشجویانی که با صنعت در ارتباط هستند خوب می دانند(برخی بیشتر,برخی کمتر) . و اکثر ما عنوان عدم هماهنگی بین صنعت و دانشگاه را را زیاد شنیده ایم. ولی باز هم خدا را شکر که در مسئله دادن امکانات در چند سال اخیر خیلی بهتر از چند سال گذشته شده است ولی باز هم مشکلاتی در این رابطه هست که این هم نباید باشد و این کم هم زیاد است و باید سعی کنیم این را هم از بین ببریم چون این هم مانعی است ( هر چند کم).
4. یک دیگر از عوامل عقب ماندگی که از جهاتی شبیه قرون وسطی اروپا است, مسئله تحجر و افراط و تفریط ما مسلمانان در کار ها است. افراط و تفریط می کنیم, عقب می مانیم, کار ها را خراب می کنیم, بعد بطور گستاخانه آن ها را به اسلام نسبت می دهیم. برداشت های غلطی که از دعا و زهد و دنیا در ذهن داریم و فکر می کنیم که اسلام همین است. نه خیر, این ها صوفی گری است. اسلام می گوید خداوند دوست دارد جوانان را در حالت یادگیری علم یا یاددادن علم ببیند. بله نماز و روزه واجب است ولی پیامبر اسلام فرموده اند: "طلب علم بر هر زن ومرد مسلمانی واجب است". توجه کنید: هر زن و مرد . نمی دانم شما کدام اسلام را مانع پیشرفت می دانید. اسلام محمدی ؟!
جهاد فقط در میدان جنگ و جبهه نیست. جهاد, علمی و فرهنگی و سیاسی نیز می تواند باشد.
5. دلایل دیگری نیز وجود دارد. سرسپردگی به غرب. افرادی که برای تصمیم گیری و تشخیص کار درست سعی نمی کنند شرایط را درک کنند. مثلا به عنوان یک مثال ساده, یک مسئول به جای درک شرایط کشور و تعیین واحد های درسی مناسب, می گوید چون در دانشگاه MIT سازه های فولادی تدریس می شود پس ما هم باید سازه ای فولادی تدریس کنیم. در حالی که در کشور سازه ای بتونی کار می شود و ما فولادکار پرورش می دهیم. این فقط یک مثال ساده برای تقریب به ذهن بود. از این موارد متاسفانه در خیلی موارد چه فردی و اجتماعی وجود دارد. از قانون هایی که انسان های سرسپرده می خواهند تغییر دهند تا قوانینی که می خواهند ایجاد کنند که بماند.
6. دلایل تاریخی نیز وجود دارد. از نفوذ و استعمار شدن از طرف کشور های انگلیس و فرانسه و آمریکا که ما را مصرف کننده می خواهند تا پیشرفت نکنیم, تا قرار دادن پادشاهان قاجار عیش ونوش کن و عقب ماندگی ما به دلیل وجود این شاهان بی کفایت که این ها را نیز خود این کشور های استعمار کننده گمارده اند و برسد به بر پایی جنگ 8 ساله با عراق تا نگذارند که ما پیشرفت کنیم.
ممکن است دلایل دیگری نیز باشد. ما منتظر استفاده از نظرات و انتقادات و پیشنهادات شما هستیم.
اسلام به ذات خود ندارد عیبی هر عیب که هست در مسلمانی ماست
آیا حجاب و پوشش اسلامی از ایران وارد اسلام شده است ؟
آیا حجاب رايج ميان مسلمانان عادتی است كه از ايرانيان پس از مسلمان شدنشان به ساير مسلمانان سرايت كرد ؟
این حرف , حرف نادرستی است و یکی از دلایل آن این است که آیات حجاب , قبل از ورود اسلام به ایران نازل شده است . بنابراین این حرف که پوشش اسلامی رایج میان مسلمانان عادتی است از جانب ایرانیان , حرف غلطی است .
قبل از ورود اسلام به ایران , مسئله حجاب نه در ایران بلکه در نقاط دیگر جهان با حدود متفاوتی وجود داشته است.
مثلا در ایران باستان پدران و برادران نسبت به زن شوهر دار ( خواهر خود ) نا محرم محسوب می شدند و از این عادات غلط فراوان بوده است . مثلا چیزی که در آن زمان بسیار رایج بوده است مسئله حرم سرا بوده است که اسلام آن را رد کرد .
در میان اعراب نیز رسوم و ازدواج های مختلفی وجود داشته است نظیر این رسم که پسر پس از فوت پدر, نامادری خود را نیز به ارث می برده است و یا رسم غلط تعویض زن های یکدیگر .
یکی از کارهایی که اسلام پس از ظهور خود انجام داده است, تصحیح رسم و رسومات میان مردم بوده است . در واقع اسلام افراط و تفریط هایی که میان مردم رواج داشت و مانع حرکت و رشد و کمال آن ها بود , از بین برد و برنامه ای همه جانبه و کامل که سعادت بشر را تامین می کند ارائه کرد .
در واقع اسلام با رد یا تایید کردن سنت ها , قصد آن را داشته است که سد هایی را که در سر راه بشر وجود دارد و مانع رسیدن او به کمال و سعادت می شود , از بین ببرد . اسلام قصد از بین بردن سدهایی را داشته و دارد که در سر راه انسان ها قرار دارد و مانع شکوفایی استعداد ها و رشد انسان می شود .
در مورد مسئله حجاب نیز همین گونه است . اسلام پوششی مناسب را برای آقایان و خانم ها تعیین کرده است که بوسیله آن نه تنها انسان ها از تلاش اجتماعی خود باز نمی مانند بلکه می توانند در سایه آن بهتر به فعالیت اجتماعی بپردازند .
مسئله ای که برخی در این جا بیان می کنند این است که حجاب مانع فعالیت اجتماعی زن است و این افراد به گونه ای سخن می گویند که انگار اسلام با فعالیت اجتماعی زن مخالف است !؟
این افراد و افرادی از این قبیل سخن دیگری نیز دارند و آن این است که می گویند عامل عقب ماندگی ما در تکنولوژی و عقب ماندن از غرب , اسلام است و دلیل پیشرفت غرب وارد نکردن دین در حوزه اجتماعی است. این افراد معمولا دین را در حوزه فردی می دانند!؟
در شماره بعدی به این دو مسئله خواهیم پرداخت .
چگونه بی حجاب شویم ؟ چگونه بی حجابمان می کنند ؟
در دو شماره اندکی به این مطلب پرداختیم که بی حجابی ارزش زن را زیر سوال می برد .
ارزش او را تا حد یک کالا پایین می آورد و این دست و دل بازی موجب تحقیر زن می شود .
اما بعضی می گویند " اگر این چیز مایه تحقیر زن و کم ارزش شدن زن است , پس چرا زنان آن را احساس نمی کنند ! انسان از تحقیر و کم ارزش شدن گریزان است وهیچ انسانی چنین چیزی را دوست ندارد."
در جواب باید گفت که نکته درست در همین جا است .
مسلما بی حجابی موجب تحقیر زن است . ولی انسان آن را احساس نمی کند , چون به تدریج به سمت آن حرکت می کند و براحتی با این مسئله که موجب تحقیر اوست , نه تنها کنار می آید بلکه به آن خو می گیرد و بدتر از آن , این کار برای او به یک ارزش تبدیل می شود.
در اکثر مسایل این حرکت تدریجی وجود دارد . مثلا در مورد دزدی , ابتدا دزدی از مسایل کوچک شروع می شود و به مرور با افکاری چون " این حق من است " , دزدی به مسایل بزرگتر می رسد و به یک ارزش تبدیل می شود .
در مورد حجاب نیز همین گونه است . به تدریج رخ می دهد و در هر مرحله افکار و سوالاتی بی جواب برای زنان رخ می دهد که این سوالات بی پاسخ زمینه فکری آنان برای بی حجابی می شود .
یک زن این طور نیست که به یکباره بی حجاب شود , بلکه به تدریج بی حجاب می شود . به تدریج ارزش خود را پایین می آورد و عزت و ارزش خود را نابود می کند .
این حرکت تدریجی را حتما در اطراف خود در مورد زنان مختلف دیده اید . مراحلی که یک زن از برداشتن چادر خود شروع می کند و ممکن است حتی تا زنا هم پیش رود :
- برداشتن چادر و استفاده از مانتوهایی بلند که جز پوشش است و بد حجابی و بی حجابی تلقی نمی شود .
- آرایش صورت به این دلیل که پوشاندن صورت واجب نسیت !!
- استفاده از مانتوهایی با رنگ های تیره
- کوتاهتر شدن مانتو و استفاده از روسری به جا مقنعه و به مرور کوتاه تر شدن روسری
- استفاده از رنگ های روشن در ترکیب لباس و گل دار شدن روسری و مانتو
- روشن تر شدن رنگ مانتو و روسری و به مرور زمان کوتاه تر شدن و تنگتر شدن آن طوری که مانتو شبیه پیراهن می شود و روسری شبیه دستمال
- و... .
بله ! این طور نیست که انسان به یکباره همه چیز را فراموش کند و انسانیت خود را از دست بدهد و تبدیل به یک کالا شود . این حرکت به صورت تدریجی انجام می شود و علت این که انسان احساس حقارت نمی کند نیز همین حرکت تدریجی است .
زن زمانی که این مراحل را طی می کند , ضمن تغییر رفتاری که در خود می دهد به افکاری دچار می شود که به نظر خود صحیح است .
مثلا برای برداشتن چادر و استفاده از مانتوهای کوتاه می گوید این ها دست و پاگیر است و یا دچار مسایل و ایرداتی از این قبیل می شود :
- حجاب مانع فعالیت زن در اجتماع است!
- چرا به مردان نمی گویید نگاه نکنند و به زنان می گویید خود را بپوشانند ؟
- حجاب در اسلام نبوده از ایران وارد اسلام شده است ! ( این حرف را کسی می زند که هنوز اسلام را قبول دارد )
- بی حجاب بودن من چه اثری در جامعه دارد ؟
- با وجود این همه بی حجابی آیا حجاب داشتن من اثری دارد ؟ ( این حرف را کسی می زند که اسلام و حق بودن و لزوم پوشش را قبول دارد ولی دچار احساسی شده است که می تواند نه تنها حجاب ، بلکه او را از انجام تمام کارهای خوب بازدارد)
خلاصه این طور نیست که به یکباره از راه حق منحرف شویم بلکه شیطان ما را با این افکار و سوالات همراهی می کند - تا هرجا که بتواند . و ما اگر می خواهیم دنباله رو شیطان نباشیم , بهتر است اندکی در باره این سوالات تحقیق کنیم و اگر تحقیق کنید حتما خواهید دید که اصلا این سوالات از کجا نشأت می گیرد و چگونه به وجود آمده است ؟
در شماره های بعدی به جواب این سوالات خواهیم پرداخت و جواب این چرا ها و اگر ها را خواهیم داد . البته اگر خودتان به دنبال جواب این سوالات بروید , پس از دست یابی به جواب آن ها شیرینی حق را بهتر احساس خواهید کرد .
ما از سوالات و انتقادات و پیشنهادات شما استقبال می کنیم و خوشحال می شویم ما را در رسیدن به حق یاری بفرمایید:
سال نو مبارک . امیدوارم سال پر از خیر و سلامتی و پیشرفت داشته باشیم . در انتهای سال پیش مطالبی راجع به تاثیر حجاب در ارزشمندی زن و نقش بی حجابی در بی ارزش شدن زن, بیان کردیم و یک سوال , همراه با جواب آن بیان کردیم .
اگر یادتان باشد , در آخرین شماره از خودم و شما خواستم که به این بیاندیشیم که آیا ما پس از ورود به دانشگاه رفتار های خود را به درستی تغییر داده ایم یا این که از روی ترس از حرف دیگران و مسخره نشدن رفتار های خود را تغییر داده ایم ؟
یا وقتی در مقابل سوالاتی قرار گرفتیم که جوابی برای آن ها نداریم ، رفتارها ی خود را تغییر دادیم بدون این که به دنبال جواب های آن ها برویم؟
آیا مسایلی بوده است که پس از ورود به دانشگاه نسبت به آن ها سست شده باشیم ؟
آیا این تغییرات به دلایلی واهی چون نبود آزادی , ممانعت حجاب از کار های اجتماعی و .. که غرب و شیطان آن را به هزار و یک دلیل به بشریت هدیه! داده است , رخ داده است ؟!
این تغییرات عموما در اثر نبودن علم و آگاهی کافی برای سوالات و نبود اشراف همه جانبه بوده است. چه بسا کسانی که پس از سال ها پشیمان شده اند . نه در این مسئله بلکه در بسیاری مسایل دیگر که همه ما از نمونه های آن اطلاع داریم چه در امور دنیوی و چه اخروی . و ریشه آن ها نبود آگاهی, اشراف همه جانبه وغفلت بوده است .
غرب این بی حجابی و تقلید از غرب را در میان مللی که قصد سلطه و پایداری سلطه برآن ها را دارد , رواج داده است.
غرب می خواهد زنان با بازی واژه ها خوار و ذلیل شوند . غرب عزت زن را زیر سوال برده است .
می خواهد کاری کند که اگر دکارت می گفت "من می اندیشم پس هستم " , زن امروز بگوید" به من نگاه می کنند پس هستم ". یعنی زن فقط جسم است و مرد همه چشم . کجای این پرورش استعداد ها و رشد زن را به دنبال دارد !
آیا درچنین جامعه ای که بی حجابی رواج دارد , احترام و توجه به زن بر اساس شایستگی ها و قابلیت های او است یا بر اساس زیبایی او ؟ آیا این طرز نگاه , نگاه کالا وار گونه نیست ؟( این کالا زیبا است پس آن را می خرم ! )
ما چگونه این فرهنگ غنی خود را فراموش کرده ایم و دنباله رو فرهنگ غرب که خود آن ها ضعف آن را می دانند , باطل بودن آن را می دانند, شده ایم .
درست است که غرب در علم و تکنولوژی از ما جلوتر است ولی این دلیل بر برتر بودن فرهنگ آن ها در تمام مسایل نمی شود .
یعنی نمی توان گفت که چون در علم از ما جلوتر است , در تمام مسایل از ما جلوتر است و تمام کار های او بهترین است . یعنی این دلیل تقلید ما از مد لباس و کار های دیگر آن ها از جمله نگهداشتن سگ و گربه نمی شود ؟ لااقل اگر تقلید می کنید , چیز های خوب را تقلید کنید نه حیوان بازی و بی حجابی که با آن فقط خودمان را خوار و ذلیل می کنیم و ارزش خود را پایین می آوریم .
بله آنها دانشمندان را جمع می کنند , به آن ها امکانات می دهند , نخبگان را از سراسر دنیا جمع می کنند , کتاب های علمی را جمع می کنند, حال این کتاب از نیوتن باشد یا از ابوریحان و فارابی و بو علی سینا , خلاصه علم را جمع می کنند و دنبال آنند و به همین دلیل پیشرفت می کنند . ولی این دلیل بر برتر بودن در دیگر مسایل آن ها نمی شود .
به قول شهید مطهری غرب با همه پیشرفت خود در صنایع و علوم باید فلسفه زندگی را از شرق بیاموزد .( بحران هایی که امروزه غرب و هر جایی که از غرب پیروی می کند دچار آن است, گواهی می دهند.)
زنان همگی بر اساس یک الهام فطری به حجاب و پوششی که باید بین او و مردان باشد آگاهی دارند و می دانند که دست و دلبازی مایه تحقیر آن ها و از بین رفتن او و استعداد هایش هست(در شماره 2 اندکی به آن پرداختیم) ، ولی با این وجود یا به دلیل نداشتن دلایل حجاب و نبود آگاهی کافی و اشراف همه جانبه دچار بی حجابی یا بد حجابی می شوند یا به دلیل آهسته حرکت کردن در این راه خود متوجه آن نمی شوند .
در واقع شیطان و غرب برای رسیدن به یکی از اهداف مقدماتی خود یعنی بی حجابی بطور آهسته حیا و حجاب زن را از او می گیرد .
در شماره بعدی به افکاری که شیطان و غرب در میان ما رواج می دهند تا نتنها حجاب بلکه ایمان ما را از ما بگیرند خواهیم پرداخت .
شیطان نمی تواند به یکباره و بی دلیل فردی را بی حجاب کند , دزد کند , زنا کار کند . شیطان هم برای خود راه هایی دارد همانطور که این شیطان بزرگ یعنی غرب دارد .
این راه ها بر اساس شریطی که ما در آن هستیم , مثلا جامعه , یا چیز هایی که ما به دنبال آن هستیم , مثلا در دانشگاه به دنبال افزایش علم و پیشرفت و استفاده از اطلاعات دیگران هستیم و در زندگی و کار عموما به دنبال پول و راحتی و بی نیازی , فرق می کند.
ما از سوالات و انتقادات و پیشنهادات شما استقبال می کنیم و خوشحال می شویم شما ما را در رسیدن به حق یاری بفرمایید.
سال نو مبارک باد.
با آرزوی سالی پر خیر و برکت
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

خانم ها و آقایان ، ما هر کدام مان قبل از این که وارد دانشگاه شویم ، زمانی که پیش پدر و مادرمان بودیم ، حال چه شهرستانی باشیم یا ساکن تهران ; با توجه به محیطی که در آن زندگی می کردیم یا با توجه به منشی که در پیدا کردن حقیقت داشتیم و اهل تفکر بودیم ، پایبند به باید ها و نباید ها و اصولی اخلاقی بودیم.
حال اول از خودم بعدا از شما می خواهم که در تعطیلات عید ، زمانی که در راه هستید یا شب ها از مدتی که سر بر بالش می گذارید تا این که خوابتان ببرد ، فکر کنیم ببینیم چه چیزی باعث شده است که ما پس از ورود به دانشگاه بعضی از عقاید اخلاقی خود را تغییر بدهیم یا نسبت به آن ها بی توجه شویم .
آیا این تغییرات را بدون توجه به نظر دیگران ، بدون این که فکر کنیم دیگران ما را مسخره می کنند یا به ما بی توجهی می کنند انجام داده ایم ؟
یا این که وقتی در محیط دانشگاه قرار گرفتیم یا وارد خوابگاه شدیم ، از روی ترس از حرف دیگران ، از روی نداشتن دلایل محکم برای کار خود و ترسیدن از محکوم شدن به املی و عقب ماندگی و کهنه پرستی ( بدون این که به دنبال دلایل آن ها برویم که آیا واقعا کهنه پرستی است یا نه ) ، نظرات و عقاید و پایبندی خود را به اصولی که قبل از ورود به دانشگاه به آن ها اعتقاد داشتیم ، عوض کردیم ؟
آیا این تغییرات در اثر شنیدن حرف هایی بوده است که ابتدا درست به نظر می آیند ! ولی اگر اندکی بیشتر درباره آن ها فکر کنیم و تحقیق کنیم و دانش خود را افزایش دهیم ، پی به اشتباه بودن آن ها می بریم ؟
در مورد آنها بیندیشیم ! که آیا آن تغییرات مثبت بوده است یا منفی ؟ ( درست است مثبت و منفی بودن از دید هر کسی متفاوت است، ولی حقیقت یک چیز است : یا مثبت است یا منفی .)
اندکی فکر کنیم. زمانی هم که مشغول فکر کردن هستیم لطفا ، اول به خودم می گویم ، بعضی از چیز های غلطی را که خودمان غلط بودن آن ها را می دانیم ، کنار بگذاریم و لااقل با خودمان لجبازی نکنیم ؟ زمانی که فکر می کنیم ، کسی نمی داند ما راجع به چه چیزی فکر می کنیم . پس لااقل با خودمان هم که شده لجبازی نکنیم و تعصبات و حرف های غلطی که خودمان هم بی پایه و اساس بودن آن ها را می دانیم کنار بگذاریم مثل این دو مورد :( به عنوان نمونه، تذکر و یاد آوری )
- هیچ وقت همه مردم جهان اشتباه نمی کنند. چرا این جمله غلط است ! ؟ به عنوان یک نمونه از بسیار نمونه ها می توان گالیله را نام برد که همه مردم زمانش در اشتباه بودند و آخر آن معلوم است سر آن بی چاره چه آوردند. بقیه نمونه ها را خودتان حتما یا می دانید یا حتما می توانید پیدا کنید .
- یا این که بعضی می گویند کسی حق ندارد به کسی دیگر بگوید تو داری اشتباه می کنی ؟ ببینید چه قدر حرف سبکی است. مثلا طبق این حرف شما حق ندارید به دوست خود که دارد یک مسئله را حل می کند بگویید داری اشتباه حل می کنی ( حال به قصد کمک یا از روی دوستی )؟ مسلما حرف غلطی است . چون شما به جنبه ای از مسئله توجه دارید، که او توجه ندارد و شما می دانید در آخر او به جواب غلط می رسد و نتیجه نخواهد گرفت. در واقع شما چیزی را می بینید که او نمی بیند. و شما می خواهید به او کمک کنید تا زودتر به جواب برسد ( حالا فکر کنید مسئله ای ریاضی دارای جواب چند صفحه ای باشد)
وقتی هم که می گویند نقص عقل در شناخت مسائل ، منظور نیز همین است . یعنی به دلیل احاطه نداشتن انسان به موضوع و عدم توجه به تمام جوانب، عقل انسان دچار اشتباه در استدلال و پیدا کردن راه صحیح می شود.
تعطیلات خوب و پر فایده و پر ثمری را برای شما آرزو می کنیم . لطفا اندکی فکر کنیم . هر چند که بعضی از ما فراموش خواهیم کرد. ولی می شود غافل نبود و فراموش نکرد.
ما دوست داریم همدیگر را در رسیدن به حق یاری کینم چون در غیر این صورت از زیان کاران خواهیم بود.
"والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین امنو و عملوالصالحات و تواصوا بالحق و توصوا بالصبر"
خداوند قسم می خورد که انسان در ضرر کردن است . مگر کسانی که ایمان اوردند و عمل صالح انجام دادند و یکدیگر را در رسیدن به حق کمک کردند و یکدیگر را به صبر سفارش کردند.
در انتها ما نیز از سوالات و انتقادات و پیشنهادات شما استقبال می کنیم و خوشحال می شویم شما ما را در رسیدن به حق یاری بفرمایید.
می خواهیم فلسفه حجاب را از نظر اسلام بیان کنیم. این فلسفه جنبه های مختلفی دارد. بعضی روانی، بعضی اجتماعی ، بعضی مربوط به حفظ بنیان خانواده و بعضی مربوط به بالا بردن ارزش زن و حفظ شأن و مقام او در جامعه است.
در این قسمت می خواهیم تاثیر حجاب در ارزشمندی زن و مضرات نداشتن حجاب را که متوجه خود زنان است, بیان کنیم.
زنان بر اساس یک الهام فطری تدبیری اندیشیده اند که بتوانند ارزش خود را در برابر مردان حفظ کنند و آنها به گرانبها بودن خودشان اطلاع دارند . وقتی زن به مقام خود در برابر مرد پی برد ،متوسل به دور نگهداشن خود برای حفظ مقام ، موقعیت و ارزشمندی خود می شود .
مولوی چه زیبا تاثیر حریم را در بالا بردن ارزش زن بیان فرموده است . مولوی زن را به آتش و مرد را به آب تشبیه کرده است. اگر حایلی میان آب و آتش نباشد ، آب بر آتش غلبه می کند. ولی اگر حایلی میان آن دو قرار دهیم ، مثلا دیگی را روی آتش بگذاریم ، آتش آب را تحت تاثیر خود قرار می دهد و به مرور زمان آن را گرم می کند .
آب غالب شد بر آتش از لهيب زآتش او جوشد چو باشد در"حجيب"
چونكه ديگی حايل آمد آن دو را نيست كرد آن آب را كردش هوا
آلفرد هیچکاک بر حسب شغل فیلمسازی خود در این باره می گوید:"من معتقدم كه زن باید ماهيت خود را كمتر نشان دهد و برای كشف خود مرد را به نيروی تخيل و تصور زيادتری وادارد . بايد زنان پيوسته بر همين شيوه رفتار كنند يعنی كمتر ماهيت خود را نشان دهند و بگذارند مرد برای كشف آنها بيشتر به خود زحمت دهد.
یا در جایی دیگر می گوید :حجاب به زنان شرقی جاذبه و نیرومندی داده بود. ولی هنگامی که آن ها به پیروی ازغرب پرداختند و پوشش خود را از دست دادند ، از جاذبه آن ها نیز کاسته شد.
به نقل از شهید مطهری در کتاب مسئله حجاب " در چنین شرایطی از عشق های لیلی ومجنونی و خسرو و شیرینی خبری نخواهد بود ( البته نمیخواهم به جنبه تاريخی قصه مجنون و ليلی ، و خسرو و شيرين تكيه كرده باشم ، ولی اين قصههای بيان كننده واقعياتی است كه در اجتماعات شرقی وجود داشته است )"
جمله معروفی هست که می گوید : آنچه بجوییم و نیابیم ، ارزش بیشتری دارد و انسان نسبت به آن اشتیاق بیشتری خواهد داشت.
وقتی زنان پوشش مناسب را رعایت نکنند و مرد براحتی بتواند با نگاه و ارتباط نادرست از ده ها زن در محیط کار و کوچه و خیابان بهره برد، مسلما طبیعی خواهد بود که در بعضی مواقع به همسر خود بگوید : " زن هر چه بخواهم در خیابان هست " ( یکی از دلایل نارضایتی زن در خانواده).
در چنین شرایطی هست که به استعداد ها و قابلیت های زن توجه نمی شود و امتیازات واقعی زن نادیده گرفته می شود . و زنان تبدیل می شوند به ابزاری برای کامجویی مردان و یا ابزاری در جهت درآمد بیشتر.
فیلم های سینمایی که از زنان زیبا برای پر فروش تر شدن فیلم خود ،بدون توجه به بازی هنری او، مثل یک ابزار استفاده می کنند ، گویای همین مطلب هستند . یکی از هنر پیشگان معروف سینما می گوید :
" من خودم را یک ستاره که فروش یک فیلم را تضمین می کند، نمی دانم . بسیار احساس بدی دارم... افراد برای دیدن چهره من به سینما می آیند ، نه بازی من . بهتر است که در بازی هایم تجدید نظر کنم .... ( روزنامه خراسان ، به نقل از نامه به خواهرم ، مهدی عدالتیان ) .
یا این چیزی که همه شما دیده اید : استفاده از زنان زیبا برای فروشندگی و تبلیغ و... .
در چنین حالاتی است که اصلا به استعداد های زن توجهی نمی شود .
در این شرایط مردان براحتی از زنان بهره می برند ( هر مردی از هر زنی به اندازه ای که میتواند ) و مسلما ارزش زنان در نزد مردان پایین خواهد آمد .
برخلاف آنچه ابتدا تصور میرود ، مرد در عمق روح خويش از ابتذال زن و از تسليم و رايگانی او متنفر است . مرد هميشه عزت و استغناء و بی اعتنائی زن را نسبت به خود ستوده است .
ویل دورانت می گوید : " حيا امر غريزی نيست بلكه اكتسابی است . زنان دريافتند كه دست و دلبازی مايه طعن و تحقير است و اين امر را به دختران خود ياد دادند"
و یا در جایی دیگر می گوید : مرد جوان به دنبال چشمان پر از حيا است و بی آنكه بداند، حس میكند كه اين خودداری ظريفانه از يك لطف و رقت عالی خبر میدهد.
و این مطالب را حتما به اشکال مختلف از پسران در زمان انتخاب همسر شنیده و دیده اید .
بنابراین یکی از مضرات این کار متوجه خود زنان است. البته این را بگویم که بیشترین سود را از نبودن پوشش مناسب مردان می برند که براحتی می توانند در هر جایی از زنان بهره ببرند( به صورت زنده و حی و حاضر ، نه در قالب فیلم و عکس ).
بیایید با پوشش مناسب لااقل ارزش خود را حفظ کنیم .
تعطیلات عید نزدیک است. دوستانی که خواستند جواب شبهات و سوالات دیگر خود را زودتر پیدا کنند می توانند به کتاب مسئله حجاب یا نظام حقوق زن در اسلام شهید مطهری که دروبلاگ نیز وجود دارد مراجعه کنند .
همچنین می توانند به کتاب نامه ای به خواهرم نوشته مهدی عدالتیان نیز مراجعه کنند.
ما نیز از سوالات و انتقادات و پیشنهادات شما استقبال می کنیم و خوشحال می شویم شما ما را در رسیدن به حق یاری بفرمایید.
من کسی هستم که نمی خواهم ناآگاهانه حجاب داشته باشم , نمی خواهم بدون انگیزه و هدف کاری را انجام دهم ....
من می خواهم بدانم که:
چرا به مرد ها نمی گویید نگاه نکنند و به زن ها می گویید خود را بپوشانند ؟
چرا مرد ها هر چه بخواهند می توانند بپوشند ولی زن ها نه ؟ ...
البته تصور نکن که من کافر هستم . من هم خدا را قبول دارم . بنده ناسپاسی هم نیستم و نمی خواهم خدا از من ناراضی باشد . من نمی خواهم که خدا مرا مجازات کند .... . ( مهدی عدالتیان , نامه به خواهرم , با اندکی تصرف)
و حرف هایی از این قبیل که سوالات بسیاری از خانم ها می باشد . سوالاتی که می تواند به مرور زمان انسان را از کار درست خود دور کند .
ما می خواهیم یکدیگر را در پیدا کردن جواب این سوال ها و سوالات و شبهات دیگری یاری کنیم و به فرموده خداوند متعال در سوره عصر "و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر " "یکدیگر را در حق یاری کنیم و یکدیگر را به پیروی از حق و صبر کردن در آن سفارش کنیم که در غیر این صورت از زیان کاران خواهیم بود . ( ان الانسان لفی خسر )
1. خداوند در سوره مبارکه نور ابتدا مردان را مورد خطاب قرار می دهد و سپس زن ها را .
2. این که گفته شده است مردان هر چه می خواهند می توانند بپوشند نه خیر این طور هم نیست . بلکه اگر مردی بداند با پوشیدن لباسی موجب گناه و مفسده خواهد شد , باید از پوشیدن آن خودداری کند .
ولی این که چرا بیشتر زن ها را مورد خطاب قرار می دهند , این است که خداوند زیبایی وجاذبه را در وجود زن قرار داده است و یک گواه خوب براین مطلب ادبیات است . در اشعار شاعران از گذشته تا کنون , شاعران به توصیف زیبایی های زن و زلف و ابروی زنان پرداخته اند , نه به توصیف سبیل و موی مردان.
3. یک اصل عقلی وجود دارد آن این است که هر چیز گران بها احتیاج به مراقبت بیشتری دارد و بیشتر مورد طمع است . مثلا افراد طلا و جواهر را در گاوصندوق می گذارند و هیچ کس نمی آید ورق های آهن را در گاوصندوق بگذارد .
ضمنا اگر کسی وارد بانک شود و با پول زیادی از بانک خارج شود مسلما مورد طمع دزدان است . حال یا در جایی خلوت دزدان کار خود را انجام مي دهند یا همان جلوی بانک پول او را میزنند.
حال فرض کنید که این شخص بگوید که چرا من از پول خود حفاظت بکنم ! به دزدان بگویید دزدی نکنند . مسلما حرف غلطی است.
یا این که کسی طلا و جواهرات خود را در دسترس بگذارد و بگوید که به دزدان بگویید دزدی نکنند . باز هم حرف غلطی است .
پس این که بگوییم به مردان بگویید دزدی نکنند و نگاه نکنند در حالی که ما خود اصل عقلی را رعایت نکرده ایم , حرف غلطی است. همانند حرف مالباخته در مقابل عمل دزدان.
تمام عاقلان زمین قبول دارند که هر جا چیز ارزشمندی وجود دارد , صاحب آن باید از آن حفاظت کند نه این که آن را در معرض سرقت قرار دهد و بگوید به دزدان بگویید دزدی نکنند.
هیچ کسی نمی گوید که من مغازه خود را قفل نمی کنم و آن را باز می گذارم , به دزدان بگویید دزدی نکنند .
اما آیا اصلا می توان انگیزه ای برای داشتن حجاب داشت؟ اصلا حجاب پوشش است یا... (چون برخی نسبت های غلط که به حجاب داده اند می تواند از این نشات گرفته باشد.)؟
آیا حجاب اسلامي تنها چادر است ؟ بیاید با خودمان صادق باشیم . اگر کاری درست است آن را بدون ترس از حرف و فکر دیگران انجام دهیم و اگر غلط هم است آن را ترک کنیم .
